اینقدر درگیری داشتم و دارم که نمی دونم چرا الان بجای اینکه کارامو بکنم دارم آپ میکنم.
خوبی ش اینه که دیگه احتمالا هیچ کس علاقه ای به خوندن این وبلاگ نداره چون هر چیزی تو این دنیا بده بستونیه. ینی چی؟
می خوام اعتراف کنم که یه وبلاگ دیگه برای دل خودم زدم و توش نوشتم و ...
همون آدم بیکار علاف آویزونی که نمیدونم منو از کجا میشناسه، اونجا هم منو به صورت ناشناس فالو میکنه و مطالبی که دوست ندارم بخونه رو
نمیگم وبلاگ جدید، چون اون وقت این میشه قدیمی. ولی اینجا نمیتونم به دلایلی چیزایی که دلم میخواد بگم رو بگم.
آدمایی که اینجا منو دنبال میکنن همه شون اون جوری که الان احتیاج دارم، منو نمیبینن. میترسم از
تعداد زیادی از دوستام ازم خواستن که لیست فیلم های پیشنهادی مو منتشر کنم تا توی تابستون ببینن. منم تصمیم گرفتم قبل هر کار در مورد این موضوع توی این وبلاگ بنویسم.
معرفی کردن فیلمی که بدونی طرف با دیدنش
داداش کوچولوم دوس دختر پیدا کرده جینگیل :))
قصدشونم ازدواجه. خدا شاهده.
خدایی خنگ خدا نیستن این پسرا ؟؟
باو تو برو تنبون خودتو بچسب. رفته یه نون خور دیگه گرفته. خرجشم میده اسکل. بعد میاد از من پول قر